سلام

این آخرین پست من در روزگار قبل از اعزام به خدمت وظیفه عمومی است.افتادم کاشان.احتمالا نیروی انتظامی

 

بیانیه در اعتراض به موج اخیر فیلترینگ وبلاگ‌ها

(فراخوان برای امضا)

 

در ادامه روند تحدید آزادی بیان و آزادی عرصه اطلاع‌رسانی در كشور، متاسفانه در هفته‌های اخیر شاهد آن بودیم كه موج جدیدی از فیلترینگ، دامان وبلاگ‌های سیاسی و اجتماعی به خصوص وبلاگ‌های فعال در حوزه زنان كه دارای خط مشی منتقدانه و اصلاح‌طلب هستند را گرفته است و كمتر روزیست كه وبلاگی جدید به جرم مخالفت با گفتمان حاكم به محاق فیلتر فرو نرود.

این در شرایطی است كه وبلاگ‌های طرفدار دولت نهم و گفتمان حاكم به راحتی و با آزادی هرچه تمامتر به اشاعه و نشر دیدگاه‌های خود كه غالبا متضمن تهمت و افتراهای متعدد به نیروهای سیاسی و اجتماعی تحول‌خواه و دموكراسی‌طلب است، مشغولند.

بی‌شك، فیلترینگ وبلاگ‌ها و سایت‌های شخصی و خبری امری مخالف اصول اولیه آزادی بیان و عقیده، حقوق بشر، گردش آزاد اطلاعات،‌اعلامیه جهانی حقوق بشر (كه دولت ایران رسما آن را امضا نموده است) و حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سریعا نسبت به پایان این روند اسفبار اقدام كند.

ما جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، بدینوسیله اعتراض شدید خود را نسبت به روند تحدید آزادی بیان و عقیده در ایران كه با روی كار آمدن دولت نهم روبه فزونی گذاشته اعلام كرده و خواهان رفع فیلتر از تمام وبلاگ‌های فیلتر شده در سال‌های اخیر هستیم.

 

برای امضای این بیانیه به وبلاگ محمدرضا یزدان پناه مراجعه کنید.

نگاهی انسانی به دلایل عدم رشد و توسعه اقتصادی ایران

 

نگاهی انسانی به دلایل عدم رشد و توسعه اقتصادی ایران

                                                                            

اهمیت نقش انسان در رشد و توسعه جوامع و وزن و جایگاهی که باید در این رهگذر به او سپرده شود از موضوعات برجسته در متون اقتصادی و اجتماعی بوده است.پیشینه ادبیات مربوط به نقش انسان در رشد و توسعه اقتصادی به پایه گذاری علم اقتصاد و دیدگاههای آدام اسمیت برمی گرد.تاکید این نظریه بر نقش ابزاری انسان در رشد و توسعه بوده است.در نظریات کلاسیک انسان تنها بعنوان یکی از نهاده ها در چرخه تولید مطرح بوده است و انباشت سرمایه عامل کلیدی در رشد و توسعه اقتصادی مطرح بوده است.در این میان "انسان" بودن عامل کار و تفاوت کلیدی آن با عامل سرمایه به فراموشی سپرده شده بود.نظریه پردازان کلاسیک همواره نگاهی فیزیکی به انسان داشته اند و آن را به عنوان عامل تولید می پنداشتند.آرام آرام انسان بودن عامل کار در چارچوب اصطلاح نیروی انسانی در نظریات جدید خودنمایی کرد.مارکس به اهمیت نیروی انسانی در کار بدلیل نقش آن در انباشت سرمایه نظر داشت.پس از او شومپیتر پا را فراتر گذاشت و به نقش نوآوران و مبتکران که هادیان سرمایه محسوب می شوند پرداخت.پس از آن کینز و هواداران وی نیز رشد و توسعه را نیازمند وجود سرمایه دانستند و با توجیه لزوم دخالت دولت به مشکل بیکاری پرداختند.نورکس هم بیکاری پنهان را عاملی برای انباشت سرمایه دانست و به کارگیری آنرا در بخش صنعت مورد توجه قرار داد.با گذری بر دیدگاههای یاد شده درباره نقش انسان در فرایند تولید،رشد و توسعه اقتصادی،دیده می شود در همه این دیدگاهها آنچه اهمیت دارد سرمایه مادی و فیزیکی و نقش آن در تولید و رشد اقتصادی است.در این دیدگاهها انسان تنها بعنوان عامل تولید برای در هم آمیختن با سرمایه فیزیکی مطرح شده است.بررسی این موضوع و دلایل عدم رشد و توسعه اقتصادی ایران با نگاه به شاخصهای انسانی از چند جنبه قابل بررسی است:

1)فرار مغزها:پدیده فرار مغزها در سالهای اخیر از مهمترین مسائل بحث برانگیز در کشورهای کمتر توسعه یافته بوده است.واژه "مغزها"همه  دانشمندان، مبتکران،مخترعان،تکنسینها،کارگران ماهر و خلاق،مهندسان،پزشکان،جراحان،متخصصان و دیگر افرادی را دربرمی گیرد که دانشهای کمیاب جامعه را دارا هستند.کین معتقد است که علت ریشه ای همه مهاجرتها شکست جوامع در برآوردن نیازها و آرزوهای مهاجرت کننده است.بنابراین فرار مغزها که نتیجه مهاجرت یا کوچ افراد تحصیل کرده از کشوری به کشور دیگر است،ریشه در نیازها دارد.طیف این نیازها برای نخبگان و متخصصان هر کشور متفاوت است و ابعاد گوناگون سیاسی،اجتماعی،امنیتی،اقتصادی،علمی و تخصصی را شامل می شود.باید گفت سرمایه انسانی و منابع طبیعی در رشد اقتصادی کشورها اثرات تعیین کننده دارد،اما تحقیقات تجربی نشان داده است که سرمایه گذاری در منابع انسانی بیش از سرمایه گذاری در منابع طبیعی به رشد اقتصادی کمک می کند.مهمترین و واضح ترین تاثیر فرار مغزها،اتلاف هزینه هاست.یعنی هزینه هایی که صرف تعلیم و تربیت نیروهای ماهر و تحصیل کرده شده است.با توجه به اینکه آموزش و پرورش یک کالای عمومی به حساب می آید و یک نوع سرمایه گذاری برای آینده به حساب می آید،بنابراین فرار مغزها نوعی فرار سرمایه گذاریهای بارور شده بشمار می رود و صدمات مالی قابل توجه به دنبال دارد.آمارهای منتشر شده توسط صندوق بین المللی پول نشان می دهد که ایران در میان 61 کشور در حال توسعه ،رتبه نخست را در فرار مغزها دارد.روند فزاینده فرار مغزها در ایران از اوایل انقلاب و همگام با تعطیلی سه ساله دانشگاهها به دلیل انقلاب فرهنگی آغاز شد.در این مدت بسیاری از متخصصان ایرانی بدلیل شرایط سیاسی پیش آمده،کشور را ترک گفتند.آمار جالب توجهی در این زمینه سالیان پیش منتشر شد گویای این نکته است که در حالی که در دانشگاههای کشور،حدود 1500 مدرس با درجه استادی مشغول به کارند،فقط در آمریکای شمالی 1826 ایرانی با داشتن درجه پروفسوری در حال تدریس هستند!  

2)سرمایه اجتماعی:سرمایه اجتماعی در چند دهه اخیر بعنوان یکی از مهمترین مباحث در میان اندیشمندان شاخه های مختلف علوم اجتماعی و اقتصادی مطرح بوده است.شاید بتوان فصل مشترک علوم اجتماعی و اقتصاد را سرمایه اجتماعی دانست.از دید بانک جهانی،سرمایه اجتماعی چسبی است که پیوند بخشهای مختلف جامعه را نگه می دارد.سرمایه اجتماعی به روابط انسانها با یکدیگر برمیگردد و این نوع سرمایه کالایی عمومی به حساب می آید که کسی به تنهایی مالک آن نیست.سرمایه اجتماعی همانند سرمایه انسانی و سرمایه اقتصادی سرشتی زاینده و مولد دارد.سرمایه اجتماعی به قدرتمند بودن شهروندان در مقابل دولت برمیگردد.شاید بهترین روش سنجش میزان سرمایه اجتماعی،مشارکت مدنی باشد که با درصد سرانه گروهها و موسساتی که مردمان یک جامعه در آن زندگی می کنند سنجیده می شود.باید گفت اگر در جامعه ای  میزان مشارکت مدنی مردم بواسطه وجود سرمایه اجتماعی بیشتر باشد مردم اعتماد متقابل بیشتری به یکدیگر دارند وبه همان نسبت بیشتر در تعیین سرنوشت خود سهیم خواهند بود،که این خود عاملی است بر رشد و توسعه اقتصادی کشورها.شاید بتوان انقلاب اسلامی ایران را بدلیل خواست مردم در ایجاد سرمایه اجتماعی بیشتر دانست که این سرمایه بدلایلی در کشور همواره تغییرات زیادی را شاهد بوده است و همین عامل دلیلی بوده بر عدم رشد و توسعه اقتصادی ایران.

پیرامون نقش انسان در رشد و توسعه اقتصادی میتوان مباحث دیگری چون "هوش ملی"،"توانمندی انسانی"و..... را نیز مطرح کرد.که در حال حاضر این مسائل چالشها و موانع عمده ای در پیشبرد توسعه اقتصادی ایران ایجاد نکرده اند.

خانواده: سیستم اقتصادی فراموش شده 

25 اردیبهشت روز جهانی خانواده بود.ویل دورانت در کتاب لذات فلسفه خود خانواده را واحد اقتصادی و تولیدی جامعه می داند،و آنرا بنیاد نهایی همه تمدنهایی می داند که تاریخ از آنها آگاه است.وی می گوید حکومت پدر بر خانواده آنرا به شکل یک" دولت کوچک حامی دولت بزرگ" درآورده است.در اقتصاد نیز 4 دسته وجود دارند که به فعالیتهای اقتصادی مشغولند:1)خانوارها 2)بنگاهها 3)دولت 4)خارجیان

در این میان خانوارها صاحبان عوامل تولید(نیروی کار،زمین،سرمایه)می باشند.خانوارها عوامل تولید را در اختیار بنگاهها قرار می دهند و به ازاء آن درآمد کسب می کنند.سپس این درآمد را صرف خرید کالاهای مصرفی و پس انداز می کنند.در ساده ترین مدلهای اقتصادی نیز خانوارها یک رکن از ارکان مختلف بشمار می آیند.در ضمن خانوار،واحد مصرف در یک سیستم اقتصادی نیز است.ممکن است خانوار از یک یا چند نفر تشکیل شود.فصل مشترک همه اینها در این است که در مصرف سبدی از کالاها و خدمات اشتراک دارند.چنین انتظار می رود که تصمیمات خانوار متاثر از سلیقه و ترجیحات آن خانوار باشد.هرچند خانوارها دارای بعد گسترده ای از نظر خواسته ها و نیازها هستند،ولی یک نکته در مورد همه آنها چه غنی و چه فقیر صدق می کند.همه آنها یک درآمد محدود دارند و باید برای آنچرا که می خواهند مصرف کنند،پرداخت نمایند.عواملی که تعیین کننده میزان تقاضای خانوارها به شمار می آیند،عبارتند از:1)درآمد و ثروت  2)قیمت کالاها و خدمات دیگر.

مسلم است که هر چه درآمد و ثروت افراد بیشتر باشد،مصرف آنها تا حد معینی افزایش خواهد یافت و به همان نسبت اگر درآمد  و ثروت کاهش یابد ،مصرف تا حد معینی کم خواهد شد و پس از آن مصرف خانوار،به سمت مصرف کالاهای پست تر پیش خواهد رفت.

اما چندی است که بنیاد خانواده در کشور ایران با تنگناهای زیادی دست و پنجه نرم می کند.خانواده مانند هر نظام اجتماعی به غذا،پوشاک،مسکن،امنیت و ...نیاز دارد.اما سیاستهای اقتصادی دولت تماما درجهت آسیب رسانی به خانوارها به اجرا درآمده است.سیاستهایی که از پایه و اساس اشتباه محض بوده و تورم لجام گسیخته فعلی از نتایج آن است.افزایش نرخ رسمی تورم از 12.6 درصد در فروردین گذشته به 24.5 درصد در ماه گذشته بیش از همه چیز، خانوارها را تحت تاثیر قرار داده است.باید گفت بانک مرکزی برای محاسبه شاخص تورم نیز سبدهای مختلف کالاها را کنار هم قرار می دهد و بر اساس میزان افزایش و نیز درصد نفوذ پذیری آن کالا به محاسبه تورم می پردازد،این درحالی است که  قیمت کالاهای مورد استفاده خانوارها منجمله کالاهای مصرفی نسبت به میزان تورم افزایش چشمگیرتری داشته است و کالایی چون مسکن با افزایش قیمت بسیار شدیدی مواجه شده است که دولت بمنظور کمتر جلوه کردن نرخ تورم،از آوردن این کالا در سبد کالاها بمنظور محاسبه نرخ تورم خودداری کرده است.علاوه بر اینها از افزایش شدید در قیمت کالاهای ضروری نیز نباید چشم پوشی کرد.به نظر می رسد سیاستهای تورم زای دولت نهم اکنون انگشت خود را بر روی این کالاها نشانه گرفته است.با توجه به ماهیت کالاهای ضروری  که کالاهایی هستند  که با نوسان قیمت ،مصرف آنها به نسبت سایر کالاها کمتر تغییر می کند،به نظر می رسد روند افزایش قیمت این کالاها با توجه به عدم وجود مدیریت صحیح اقتصادی همچنان ادامه داشته باشد و در همان حال خانوارها را به سمت مصرف کالاهای ضروری پست تر سوق دهد.بهترین مثال در این زمینه وضعیت پیش آمده در مورد برنج و نان است.طبق استاندارد مصرف  ایران،برنج برای وعده غذایی نهار کالایی ضروری و برای شام کالایی لوکس است.این در حالی است که نان برای وعده غذایی نهار کالایی پست و برای شام کالایی ضروری است.افزایش ناگهانی و بی سابقه قیمت برنج در ایران،مصرف این کالا را برای وعده غذایی نهار به کالایی لوکس مبدل ساخته است و کالای جانشین آن،یعنی نان را به کالایی ضروری تبدیل نموده است.بطوریکه می توان گفت طی مدت کوتاهی تغییرات عمده ای در شاخصهای مصرفی خانوارهای ایرانی بخصوص دهکهای پایین جامعه شاهد خواهیم بود که سو تغذیه از پیامدهای اولیه آن است. بدین ترتیب به جرات می توان گفت که تاثیر سیاستهای اقتصادی غلط دولت کاملا بر روی خانوارهاست.از جمله پیامدهای این وضعیت را می توان کاهش میزان ازدواج،افزایش از هم گسیختگی خانوارها بدلیل دو شغله شدن والدین،عدم توانایی تامین خواستهای فرزندان توسط والدین و سرخوردگی آنها،کاهش روابط عاطفی و... دانست.تمامی این عوامل خود دلیلی بر ایجاد بحرانهای اجتماعی خواهند بود که اعتیاد،افزایش جرم،جنایت،فساد مالی و ... از نشانه های آن است.به سخن ویل دورانت برمی گردیم که خانواده را دولت کوچک حامی دولت بزرگ می دانست.وای به روزی که این دولت کوچک از بنیان ویران شود.....