خانواده: سیستم اقتصادی فراموش شده
25 اردیبهشت روز جهانی خانواده بود.ویل دورانت در کتاب لذات فلسفه خود خانواده را واحد اقتصادی و تولیدی جامعه می داند،و آنرا بنیاد نهایی همه تمدنهایی می داند که تاریخ از آنها آگاه است.وی می گوید حکومت پدر بر خانواده آنرا به شکل یک" دولت کوچک حامی دولت بزرگ" درآورده است.در اقتصاد نیز 4 دسته وجود دارند که به فعالیتهای اقتصادی مشغولند:1)خانوارها 2)بنگاهها 3)دولت 4)خارجیان
در این میان خانوارها صاحبان عوامل تولید(نیروی کار،زمین،سرمایه)می باشند.خانوارها عوامل تولید را در اختیار بنگاهها قرار می دهند و به ازاء آن درآمد کسب می کنند.سپس این درآمد را صرف خرید کالاهای مصرفی و پس انداز می کنند.در ساده ترین مدلهای اقتصادی نیز خانوارها یک رکن از ارکان مختلف بشمار می آیند.در ضمن خانوار،واحد مصرف در یک سیستم اقتصادی نیز است.ممکن است خانوار از یک یا چند نفر تشکیل شود.فصل مشترک همه اینها در این است که در مصرف سبدی از کالاها و خدمات اشتراک دارند.چنین انتظار می رود که تصمیمات خانوار متاثر از سلیقه و ترجیحات آن خانوار باشد.هرچند خانوارها دارای بعد گسترده ای از نظر خواسته ها و نیازها هستند،ولی یک نکته در مورد همه آنها چه غنی و چه فقیر صدق می کند.همه آنها یک درآمد محدود دارند و باید برای آنچرا که می خواهند مصرف کنند،پرداخت نمایند.عواملی که تعیین کننده میزان تقاضای خانوارها به شمار می آیند،عبارتند از:1)درآمد و ثروت 2)قیمت کالاها و خدمات دیگر.
مسلم است که هر چه درآمد و ثروت افراد بیشتر باشد،مصرف آنها تا حد معینی افزایش خواهد یافت و به همان نسبت اگر درآمد و ثروت کاهش یابد ،مصرف تا حد معینی کم خواهد شد و پس از آن مصرف خانوار،به سمت مصرف کالاهای پست تر پیش خواهد رفت.
اما چندی است که بنیاد خانواده در کشور ایران با تنگناهای زیادی دست و پنجه نرم می کند.خانواده مانند هر نظام اجتماعی به غذا،پوشاک،مسکن،امنیت و ...نیاز دارد.اما سیاستهای اقتصادی دولت تماما درجهت آسیب رسانی به خانوارها به اجرا درآمده است.سیاستهایی که از پایه و اساس اشتباه محض بوده و تورم لجام گسیخته فعلی از نتایج آن است.افزایش نرخ رسمی تورم از 12.6 درصد در فروردین گذشته به 24.5 درصد در ماه گذشته بیش از همه چیز، خانوارها را تحت تاثیر قرار داده است.باید گفت بانک مرکزی برای محاسبه شاخص تورم نیز سبدهای مختلف کالاها را کنار هم قرار می دهد و بر اساس میزان افزایش و نیز درصد نفوذ پذیری آن کالا به محاسبه تورم می پردازد،این درحالی است که قیمت کالاهای مورد استفاده خانوارها منجمله کالاهای مصرفی نسبت به میزان تورم افزایش چشمگیرتری داشته است و کالایی چون مسکن با افزایش قیمت بسیار شدیدی مواجه شده است که دولت بمنظور کمتر جلوه کردن نرخ تورم،از آوردن این کالا در سبد کالاها بمنظور محاسبه نرخ تورم خودداری کرده است.علاوه بر اینها از افزایش شدید در قیمت کالاهای ضروری نیز نباید چشم پوشی کرد.به نظر می رسد سیاستهای تورم زای دولت نهم اکنون انگشت خود را بر روی این کالاها نشانه گرفته است.با توجه به ماهیت کالاهای ضروری که کالاهایی هستند که با نوسان قیمت ،مصرف آنها به نسبت سایر کالاها کمتر تغییر می کند،به نظر می رسد روند افزایش قیمت این کالاها با توجه به عدم وجود مدیریت صحیح اقتصادی همچنان ادامه داشته باشد و در همان حال خانوارها را به سمت مصرف کالاهای ضروری پست تر سوق دهد.بهترین مثال در این زمینه وضعیت پیش آمده در مورد برنج و نان است.طبق استاندارد مصرف ایران،برنج برای وعده غذایی نهار کالایی ضروری و برای شام کالایی لوکس است.این در حالی است که نان برای وعده غذایی نهار کالایی پست و برای شام کالایی ضروری است.افزایش ناگهانی و بی سابقه قیمت برنج در ایران،مصرف این کالا را برای وعده غذایی نهار به کالایی لوکس مبدل ساخته است و کالای جانشین آن،یعنی نان را به کالایی ضروری تبدیل نموده است.بطوریکه می توان گفت طی مدت کوتاهی تغییرات عمده ای در شاخصهای مصرفی خانوارهای ایرانی بخصوص دهکهای پایین جامعه شاهد خواهیم بود که سو تغذیه از پیامدهای اولیه آن است. بدین ترتیب به جرات می توان گفت که تاثیر سیاستهای اقتصادی غلط دولت کاملا بر روی خانوارهاست.از جمله پیامدهای این وضعیت را می توان کاهش میزان ازدواج،افزایش از هم گسیختگی خانوارها بدلیل دو شغله شدن والدین،عدم توانایی تامین خواستهای فرزندان توسط والدین و سرخوردگی آنها،کاهش روابط عاطفی و... دانست.تمامی این عوامل خود دلیلی بر ایجاد بحرانهای اجتماعی خواهند بود که اعتیاد،افزایش جرم،جنایت،فساد مالی و ... از نشانه های آن است.به سخن ویل دورانت برمی گردیم که خانواده را دولت کوچک حامی دولت بزرگ می دانست.وای به روزی که این دولت کوچک از بنیان ویران شود.....