مالیات و سیاست اقتصادی دولت
يكي از منابع اصلي درآمد دولتها ماليات است كه تحت عناوين مختلف وصول ميشود. درآمد حاصل از ماليات، بخش قابل ملاحظه اي از بودجه دولتها را تشكيل ميدهد و دركشورهايي كه ماليات از نظام قانوني و مردمي برخوردار است، بيش از 60% بودجه عمومي را تشكيل ميدهد.
دراقتصاد ايران، متناسب با رهنمودهاي كلي سند برنامه سوم توسعه، به منظور كاهش اتكاي بودجه دولت به درآمد نفت مقرر شد تا سهم درآمدهاي مالياتي در تركيب منابع درآمدي دولت با گسترش پايه هاي مالياتي از طريق وضع ماليات بر ارزش افزوده افزايش يابد.
اما در این مسیر، دولت با چالشهای عمده ای مواجه شده است. در حالی که بسیاری از طرحهای نامعقول دولت چون هدف مند کردن یارانه ها و طرحهای پر ریسک تحول اقتصادی در کشور با آسانی تصویب و اجرا شده اند، طرحهای مالیاتی تاکنون با موانع عمده ای مواجه شده اند. بطوریکه تاکنون اکثر این برنامه ها به مرحله اجرا نرسیده و تحقق نیافته اند.
مالیات دقیقا رفتاری عکس یارانه را دارد. با این تفاوت که فشارها و ضررهایش بسیار کمتر است.
1-ماليات در بسياري از كشورها تضمین کننده عدالت اجتماعی و اقتصادی است. مالیات مانع از شکاف اقتصادی بین اقشار جامعه می شود. مالیات، پول را از اشخاص ثروتمند گرفته و صرف تولید کالاهای عمومی برای اقشار مختلف بخصوص فقرا می کند. همین امر منجر به تحقق عدالت اقتصادی می شود. اجرای طرحهای مالیاتی توسط دولتی که شعارش عدالت محوری است بمعنی حرکت در راستای اجرای این شعار است.دریافت مالیات با توجه به اینکه حجم پول را کاهش می دهد، خود منجر به کاهش نرخ تورم می گردد. بر خلاف طرح هدفمند سازی یارانه ها که توزیع درآمد ها و هزینه ها را بین اقشار مختلف جامعه بر هم می زند و نهایتا منجر به ایجاد تورم در جامعه می شود. که این تورم خود منجر به فقیرتر شدن فقرا و ثروتمندتر شدن اغنیا می شود.
2- وضع مالیات منجر به پاسخگویی دولت به مردم می شود. مکانیزم آن نیز بدین گونه است که دولتها را به مردم متکی کرده و این اتکای مالی، منجر به پاسخگویی به مردم می شود که شرایط را برای ایجاد دموکراسی فراهم می آورد. اکثر کشورهایی که به درآمدهای مالیاتی متکی هستند دارای چنین خصوصیاتی می باشند. از نمونه های آن می توان به کشورهای اروپایی اشاره کرد.
3-مالیاتها بهترین ابزار برای کنترل اقتصاد بشمار میروند. هنگامی که وضعیت اقتصاد در رکود بسر برد، دولتها با کاهش مالیاتها قادر به ایجاد رونق اقتصادی هستند و با افزایش مالیاتها شرایط تورمی را براحتی کنترل می کنند.تمامی این اوامر هنگامی میسر خواهد بود که دولت سیستم مالیاتی مشخصی برای تمامی ارکان اقتصادی وضع کرده باشد . نکته جالب اینجاست که طرح هدفمند سازی یارانه ها دقیقا این سیستمهای اقتصادی را که منجر به تسلط دولت بر اقتصاد می شود کلا از بین می برد.
4- این باور که وضع مالیات بر بازار باعث افزایش تورم می گردد، غلط است. گر چه در کوتاه مدت ممکن است بازاریان این افزایش در هزینه های خود را با افزایش قیمتها پوشش دهند ولی در طولانی مدت، اقتصاد عکس آن عمل می کند. چرا که کاهش درآمدهای اقشار ثروتمندتر، منجر به کاهش خرید و در نتیجه کاهش قیمتها می شود. که این کاهش قیمتها شرایط برای کاهش تورم را در کل فراهم می نمایند.
در این بین دولت سیاستی غلط را در پیش گرفته است. سیاستی که صرف نظر از تبعات سیاسی آن منجر به مقاومت قشر بازاری در مقابل این مالیاتها شده است. در حالی که تمامی کارمندان دولت -که از نظر میزان درآمد جز اقشار کم درآمد محسوب می شوند-مجبورند تمامی مالیات خود را بصورت تمام و کمال بپردازند، مالکان بخش خصوصی و ثروتمندان از پرداخت آن تمکین کرده و در مقابل وضع چنین مالیاتهایی مقاومت می کنند. این امر منجر به پروگرسیو شدن مالیاتها شده است که بسیار برای اقتصاد خطرناک بوده و زمینه را برای افزایش شکاف طبقاتی در جامعه فراهم آورده است.به هر حال، یک روز قوانین مالیاتی در کشور محکوم به اجرا هستند. و مشخص نیست بازاریان تا کی قصد دارند برای جلوگیری از ازدست دادن منافع خود به اینگونه اعتصابات ادامه دهند. حتی سیاسی شدن این اعتصابات نیز برای اقتصاد خطرناک است، چرا که قدرت گیری قشر بازار، و دخالت این قشر در اقتصاد و سیاست منجر به افزایش فساد اقتصادی و وضع قوانین به نفع این قشر و به ضرر تمامی آحاد جامعه می شود. متاسفانه نمونه لاجوردیها و عسکراولادیها در اقتصاد ایران کم نیستند و همینها چالشی عمده در پیشبرد اقتصادی متعادل هستند. اثرات آنها نیز بر سیاستهای اقتصادی دولت بسیار آشکار است. چگونه است دولت بر سهمیه بندی بنزین با آنهمه تبعات سیاسی و اقتصادی فراوان آن پافشاری می کند و بر طرح تحول اقتصادی خود که جز ضرر بر مردم، هیچ فایده ای ندارد اینگونه اصرار می ورزد و به نصایح اقتصاد دانان گوش نمی دهد، و به اعتراضات مردم وقعی نمی نهد ولی براحتی در مقابل وضع مالیات بر یازاریان اینگونه عقب نشینی می کند؟؟